تکه هایی از یک کل منسجم
این فقط در مورد توعه
شاید باید تمام این سال ها را تجربه می کردم تا جایی در مسیر زندگی با تو برخورد کنم.
روزی که پیدایت کردم درست شبیه همان زمانی بودی که گمت کرده بودم ترسیده و زخمی.
تصویرت مدتها بود از ذهنم پاک شده بود اما چشمانت را شناختم همان چشمان زیبای آشنا. دوباره با چشم هایی برخورد کردم که امن ترین و البته غمگین ترین نگاه جهان را داشت. امن چون همیشه منتظرم بوده و غمگین از گمشدگی طولانی اش.
به سمتت آمدم و آن لحظه تنها حسی که داشتم عشقی عمیق و بسیار قدیمی بود به تو و به وجودت.
همان لحظه تمام زندگی ام را مرور کردم و تو را دیدم که در هر خاطره ای حضور داشته ای اما انگار نمی خواستم حضورت را ببینیم.
تو را دیدم که چگونه با صبر و امیدواری تا اینجا را ادامه داده ای.
دوام می آوردی درست همان زمان هایی که فکر میکردم هیچ ادامه ای وجود نخواهد داشت.
شاهد بودم که چگونه با اینکه نادیده ات میگرفتم تلاش میکردی دیده شوی و به من بگویی درد هم عبور میکند من کنارت هستم.
اما من سالها صدایت را نشنیدم و سالها با انکار حضور تو وارد رابطه ها شدم و فقط تو می دانی که حتی در رابطه ها چقدر تنها بودم.
همیشه میدانستم جای خالی ای در قلبم وجود دارد و انگار آدمها و رابطه ها نمی توانند آن را پر کنند و لحظه ای که پیدایت کردم جای خالی پر شد! چطور ممکن است این قدر جواب به ما نزدیک باشد و ما ناتوان از دیدنش؟
چطور ممکن است که تو همیشه حضور داشته ای و من گمت کرده بودم؟ چه گمشدگی احمقانه ای.
برای تمام این سالها از تو ممنونم.
برای تمام لحظاتی که دوام آوردی و در گوش من زمزمه می کردی که این نیز می گذرد تو قطعاً دوست داشتنی ترین بخش زندگی ام هستی.
با پیدا کردنت میتوانم تغییر را شروع کنم. می توانم بخشهایی از رفتارهایم را تغییر دهم و میتوانم عشق ورزیدن را دوباره بیاموزم اما این بار این تغییرات لحن سرزنش نخواهد داشت. صبورتر خواهم شد و راحت تر با نقص ها کنار خواهم آمد.
تو با تمام زخمی بودنت و با تمام گذشته ای که داشته ای و با تمام تصمیم ها هنوز وجود داری و خوشحالم که جایی در مسیر مرور خودم و خاطراتم پیدایت کردم.
تو تا همیشه زیباترین همراه زندگی ام خواهی بود کنارت خواهم ماند این بار صبور و امیدوار.
با هم عبور خواهیم کرد از دردها و بحرانها.
با هم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم.
با هم گذر خواهیم کرد از هر لحظۀ این زندگی غیر قابل پیش بینی.
"ممنونم خودم"
تکه هایی از یک کل منسجم